خرید بک لینک

یک سبد ریحان

در این دنیا تنها شاید ، لبخند تو باشد ، که "دل" بگشاید ..

۸ مرداد ۱۴۰۴

نشسته ام توی خانه!

خانه ي خودمان

اولین خانه ي خودمان در تهران! در کوچه آذر...

بچه ها شلوغ می کنند زهرا مهر ۶ سالش تمام می شود و سلما مرداد می رود در ۵ سال! بازی می کنند روی بالش های مبل بالاپایین میپرند

منتظرم...

منتطر تو تا بیایی در را باز کنم و دلم باز شود از دیدن چشمانت...

هیچ فکر میکردی ...هیچ فکر می کردم، این وبلاک بماند ۱۱ سال!

و بیایم و بخوانم و یاد کنم از روزهای اول آشنایی مان

از عاشقی هایمان

بخوانم و صدای بچه ها‌توی گوشم بپیچد و ثمره اش را ببينم...

دوستت دارم چون...

هنوز مثل روز اول دلم قنج می رود تا نگاهم می‌کنی تا چشمانت را می بینم می میرم!

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 19:55

صفحه بندی