خرید بک لینک
یک سبد ریحاندر این دنیا تنها شاید ، لبخند تو باشد ، که "دل" بگشاید ..۸ مرداد ۱۴۰۴نشسته ام توی خانه!خانه ي خودماناولین خانه ي خودمان در تهران! در کوچه آذر...بچه ها شلوغ می کنند زهرا مهر ۶ سالش تمام می شود و سلما مرداد می رود در ۵ سال! بازی می کنند روی بالش های مبل بالاپایین میپرندمنتظرم...منتطر تو تا بیایی در را باز کنم و دلم باز شود از دیدن چشمانت...هیچ فکر میکردی ...هیچ فکر می کردم، این وبلاک بماند ۱۱ سال!و بیایم و بخوانم و یاد کنم از روزهای اول آشنایی ماناز عاشقی هایمانبخوانم و صدای بچه ها‌تویادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 19:55

عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود  گاهی تمام من به تو تبدیل می شود  وقتی به داستان نگاه تو می رسم یکباره شعر وارد تمثیل می شود  بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو بازار وزن و قافیه تعطیل می شود  . . الی اخر :) دم دم های عیده  بوی بهار لابلای هوای سرد زمستون خودشو یه جوری جا میکنه یه طوری که وقتی داری تو کوچه راه میری یهو یه نسیم بهاری به صورت میشینه و زودی رد میشه ... لحظه های قشنگیه .. امسال بهترین اتفاق عمرم  کنار تو بودن شد :) چی ازین بهتر ؟ از 14 شهریور تا الان که 24 اسفنده ، خدا بهم هدیه تولد داد هدیه ای که تا الان جریان داره ، هست ، در تپش و تکاپوئه ..! دونفره های دونفره ی دونفرمون  یعنی فقط من و تو و تو ومن و فقط ما دوتا . بی هیچکس  قهر اشتی خنده گریه بغض دلخوشی ، اینا همش نشانه ست ، نشانه ی طراوته  نشانه ی تازگی ، که زندگی در جریانه  عیده و اولین عیدتو خونه ی ما دوتا که میخوایم بشیم 3 تا شایدم بیشتر  خداروچه دیدی ^__^ چند روز دیگه ، امسال پارسال میشه و برگه های تقویم نو می شن روزای خوب و بد ماهم مثل عدد های تقویم ، خیز بر میدارن و سریع رد میشن  خیلی زود  دلم برا خاطره هامون تنگ شده ... دیروز داشتم فکر می کردم :((بعضی لحظاتن که خیلیییی خاص اند و هیچوقت تکرا ر نمیشن )) نه میشه قدرشونو دونست نه هیچی ... اخه هرچقدرم که تو وون زمان ها خوش و شاد باشی، باز وقتی گذشت دلت تنگ میشه براشون اتفاقا اگه قدرشو بدونی و دلت خوش باشه ، بیشتر دلت تنگ میشه ... مثل همون روز اول  پارک ملت ، تو با بلوز سفید و شلوار کتون مشکی و اون کتونی مشکی هایی که خیلی دوسشون داشتم من با صندل ساده و روسری طلایی ... از پشت بوته ها دیدمت وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 14:55

سلام مهربانم الان که دارم این متن را می نویسم میدانی چند سال گذشته؟ می دانی چه غم های عمیقِ سخت و چه خوشی های نافذ ذلارامی را پشت سر گذاشته ایم؟ ما دیگر خیلی وقت است دو نفر نیستیم ما دیگر خیلی وقت استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: دوشنبه 4 اسفند 1399 ساعت: 18:45

بسم الـله .. /.

از وقـتی وبلاگ قبلی مون با همـین اسـمی که الـآن هست از بِین رفت و

دِلــَم کُلـی بِخـاطِرِش سوخت ..

تصمیم گرفتــم برای از #تو نِوِشتَن

دوبـاره بِسازَمِش ..

بذار حَرفــام بمونِه برا "ادامه مطلب " ..

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

لَــحن گیــرای صدایــَت ، زود عاشِق می کنــَد .. جــآنِ مـَن ، تـآ می شـَوَد ، با هیـــــــــــــچکَس صُحبَت نَکُن ../. پ.ن+ آقایِ من ، چه صبور شده ای این روزها ؛ چه ارام شده ای خوبِ مهربانم ! پ.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

امشب ساعت 12:46..

دارم از #تو می نویسم

خوبِ من ..

از دیشب ..

پ.ن+ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

هیچ چیزی بهتر از این نیست که
در زندگی ات حداقل یک نفر را داشته باشی
که از صمیم قلب دوستش بداری
و از صمیم قلب تو را مهربان بداند …

------------------------------------------------------------------------------------ میلان کوندرا

پ.ن+ دوستت دارم ، بهترین همسر دنیا ! برای عشق مان ، واِن یکاد بخوان...:)

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانی ام به کنار من بنشینی و به کنار خود بنِشانی ام .. :) پ.ن+ روزهای خوبِ کنارِ تو بودن را با هیچ چیز عوض نمی کنم به عطر تن تو عادت کرده ام ، به بودنت به دیدنت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

5 فروردین95 _______________________________________________ یادش بخیر پارسال همین موقع ها بود .. که کفش های نوی مان ، تمام شهر را گشت و دور زد حسِ خوبِ خنده هایمان در هوای کوچه پس کوچه های شهر پیچید! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

گفتن از خاطره های شیرین خوبه

ادم روحش تازه میشه

دلش شاد میشه

قلبش مستحکم میشه

اما

چشمای تو

قشنگ تره

چشمات قشنگتر از همه ی اینها

حرف می زنه ...

پ.ن+بعد از مدتها ، سر خونه و زندگی :)خیلی هم عالیه

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود گاهی تمام من به تو تبدیل می شود وقتی به داستان نگاه تو می رسم یکباره شعر وارد تمثیل می شود بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو بازار وزن و قافیه تعطیل می شود . . اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

خوب من اخرین نوشته ام بر میگردد به سال95 !

حالا اواخر 97 ..

و منو تو و ما داریم کم کم "ماها" می شویم ..

خوب بمان مهربان ترین ...

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 19:22

صفحه بندی